همه داستانا خوب نيستن. قطعا اگر ميدونستن ي سري از داستانا براي ما ترسناکه به هيچ وجه اونا رو براي ما تعريف نميکردن. در واقع اونا فکر ميکردن دارن به بچه ها لطف ميکنن که داستان ميگن ولي محتواي داستان براي بچه ترسناک بود. الان چندتا از اين داستانهاي قديمي ترسناک رو براي شما نوشتيم تا خاطرات بچگياتونو زنده کنيم


در اينجا براي آشنايي بيشتر به چند نمونه از داستان هاي اين چنيني مي پردازيم:




شنل قرمزي




اصل اين داستان ايتاليايي به نام مادر بزرگ قلابي در قرن دهم نوشته شده و يکي از قديمي ترين و آشناترين داستان هاييه که با اقتباس از اون، کارتون ها و فيلم هاي جذاب زيادي ساخته شدن. اين داستان در مورد دختريه با شنل قرمز که به نصيحت مادرش گوش نمي کنه و در مسير رفتن به خونه مادر بزرگ با حرف زدن با غريبه ها و اعتماد به اونا باعث به وجود اومدن دردسرهايي ميشه.


 نکته اخلاقي اين داستان اينه که بچه ها بايد به حرف بزرگتراشون گوش بدن و به هر کسي اعتماد نکنن.




عاقبت تقليد از پسرها




اين داستان که در سال 59 ميلادي نوشته شده در مورد دختريه که رفتارهاي پسرانه و کمي بي ادبانه داره و حاضر نيست به نصيحت ديگران گوش بده و تو رفتاراش مثل يه خانم رفتار کنه. در انتهاي داستان هم اين دختر به يه پسر با شغل دريانوردي تبديل مي شه.


نتيجه اخلاقي اين داستان که قطعا در اين دوره و زمونه تاريخ مصرفش به پايان رسيده؛ اين بود که دخترا بايد رفتار دخترانه داشته باشن و از ظرافت هاي نه بهره ببرن.




پيرزن گوني به دست




اين داستان قديمي که بيشتر در مناطق اطراف مديترانه و سوريه رواج داشته، در مورد پيرزنيه که با يه گوني رو پشتش بچه هاي شلوغ و بازيگوش را شناسايي مي کنه و بعد در يه فرصت مناسب اونارو تو گوني ميندازه و به بالاي کوه مي بره. اونجا هم با تخت هاي سوزني و لباسهاي ضخيم مجازاتشون مي کنه. پيرزن گوني به دست که کارش شبها شروع ميشه، معمولا پشت پنجره هاي خونه ها منتظر مي ايسته تا بچه هاي بد رو با خودش ببره.


اين داستان که بدون چاشني اغراق هم ترسناکه، نکته تربيتيش اينه که به بچه ها ياد بدن شبا زودتر بخوابن.




عاقبت بچه اي که ناخنش را بجود




اين داستان در مورد پسريه که عادت مکيدن انگشتها و جويدن ناخن هاش رو داشت. مادر اين پسر بچه هم بهش هشدار داده بود که اگه اين عادت زشتش رو ترک نکنه، خياطي با قيچي بزرگ انگشتاشو قطع مي کنه.


داستان عاقيت بچه اي که ناخنش را بجود، يه بخش از کتاب  Struwwelpeter  نوشته هاينريش هافمن؛ شش داستان جداگانه داره و در سال 45 ميلادي نگاشته شده. تو اين کتاب نويسنده تلاش کرده تا مفاهيمي مثل مهربان بودن با حيوانات، کوتاه کردن مو، بهانه گيري نکردن از غذا و. را در قالبي ترسناک به کودکان ياد بده.




ربکا




اين داستان که توسط هيلاري بيلوک نوشته شده، درباره دختر خوبي به نام ربکاست که فقط يه رفتار زشت داره و دوس داره با محکم بستن درها ديگران رو بترسونه. سرانجام هم يه روز يه سنگ بزرگي از بالاي  دري که ربکا محکم بسته بود؛ کنده ميشه و به سرش ميخوره و اونو مي کشه.




دخترک گريان




اين داستان در مورد دخترک زيباييه که با وجود داشتن زندگي خوب همش گريه مي کنه. مادرش بهش هشدار داده بود که اگه زياد گريه کنه، ممکنه بيناييش رو از دست بده ؛ ولي دخترک به حرفاش گوش نميده و عاقبت چشماش از حدقه در مياد و روي زمين ميفته.




مکس و موريتز




اين داستان که واقعا به ژانر وحشت شباهت داره؛ در مورد دو کودک شروره که هيچ کس از دستشون در اسايش نيست، اونها از هيچ کار خبيثانه اي ابا نداشتن و همه رو به نوعي آزار ميدادن. مثلا با دونه هاي سمي پرندگان رو مي کشتن، در تختخواب عمويشان ات موذي مينداختن. موهاي معلمشان را آتش ميزدن و مرغ ها را مي يدن و . در نهايت هم اين دو کودک بدجنس توسط يه کشاورز تکه تکه ميشن و گوشتشون به عنوان غذا جلوي مرغابي ها انداخته ميشه.


نمونه هاي اين سبک از داستان نويسي در فرهنگ قديم ايراني نيزکم نيست و گذشته ما مملو از داستان هاي ترسناکي از غول و جن و پريه که با هدف تربيت بچه ها زير کرسيها گفته ميشد و سعي ميشد با ترسوندن بچه ها، اونا رو به انجام کارهاي خوب تشويق کنن.


خوشبختانه در دوره و زمونه اي زندگي مي کنيم که گفتن و شنيدن چنين داستان هايي کاملا منسوخ شده و همگان معترفن که اين داستان هاي دلهره اور حتي با هدف تربيت کودکان باعث ايجاد ترس، ديدن کابوس و به وجود آمدن حس هايي مثل خشونت و اندوه ميشه.


با اين همه ديده شده که تقريبا اکثر کودکان در دوران نوجواني براي فرار از روزمرگي و تکرار؛ علاقه خاصي به خواندن کتاب هاي ترسناک پيدا مي کنن. چرا که با خوندن اين کتاب ها مي تونن انرژي درونيشون رو تخليه کنن و با فعال کردن قوه تخيل، احساس شجاعت پيدا کنن.


در اين بين نوجوونا و جوونايي هم هستن که حس ماجراجويي درونيشون نه با خوندن کتاب که با ديدن فيلم بيشتر ميشه، اين جور افراد که دوس دارن؛ خودشون رو جاي قهرمان داستان ببينن، از حس ترس کاذب لذت مي برن و دچار هيجان ميشن. اين ادما از جان سالم به در بردن قهرمان داستان و ماجراجويي هاي رمز آلود و راز گونه ياد مي گيرن که مشکلات رو ميشه حل کرد و اين جوري اعتماد بنفس بهتري دارن. پس ميشه گفت که به نوعي حس لذت بردن از داستان ها و فيلم هاي ترسناک براي يه سري از آدما وجود داره و اونها دوس دارن با تجربه غير مستقيم ترس، احساس اضطراب و ناارامي خودشون رو تخليه کنن واز دل ماجراهاي رازگونه وترسناک چيزاي خوب ياد بگيرن.


عملا خيلي از افراد دوس ندارن ترس واقعي رو تجربه کنن و از تجربش به شکل مجازي بيشتر لذت مي برن، چرا که مغز انسان وقتي در يه محيط امن با دانش و آگاهي، ترس و دلهره رو تجربه مي کنه، لذتي وصف ناشدني نصيبش ميشه. دقيقا عين شور و هيجاني که بعد از تجربه يه اتاق فرار به آدم دست ميده.


با توجه به اين که اتاق فرار بر اساس تجربه غير مستقيم ترس طراحي و ساخته شده، افراد مي تونن با بودن تو اين فضاها حس ماجراجويي درونيشون رو کنن، البته به شرطي که به يه اتاق فرار خوب مثل مجموعه انيگما اعتماد کنن. مجموعه انيگما از اون جاهايي که به درد روزهاي کسل کننده ميخوره که با دوستاتون دنبال يه هيجان واقعي و غير قابل تکرار مي گردين. چون اين اتاق هاي فرار جوري طراحي شدن که اول حس کنجکاوي شمارو تحريک مي کنن و بعد از اين که شما رو براي دونستن نتيجه حسابي تحريک کردن، با يه نتيجه غير منتظره باعث شگفتيتون ميشن و لذتي وصف ناشدني رو براتون به ارمغان ميارن.


مجموعه اتاق فرار انيگما تقريبا براي هر نوع سليقه اي يه اتاق طراحي کرده، مثلا اگه عاشق فيلم ها و کتاب هاي پليسي و داستان هاي جنايي هستين و از به هم ربط دادن سرنخ ها و حل يک مساله لذت مي برين، اتاق قتل مرموز به درد شما مي خوره، اگه اهل ماجراهاي ترسناک هستين که به خاطر درگيري و در نهايت چيرگي بر ترس قهرمان داستان لذت مي برين، اتاق تسخير اين مجموعه مناسب شماست. البته اگه عاشق فيلم هاي جنگي هستين و دلتون ميخواد در يه فضاي صلح اميز ترس و هيجان شرايط جنگي رو تجربه کنين، ي راست بريد سراغ اتاق جنگ مجموعه انيگما که پر از هيجان و آدرنالينه.


 


در هر صورت اين اتاق ها و فضاهاي متفاوتشون يه فرصت دورهمي فوق العاده براي اوناييه که ميخوان گذشت زمان رو نفهمن و براي يه ساعتي از محيط هاي کسل کننده اطرافشون دور باشن.



داستانهايي که تو بچگي با گفتنش ما رو ميترسوندن

ماجراهاي شرلوک هلمز و 10 داستان برتر اين رمان

داستان ,مي ,رو ,يه ,ها ,بچه ,که با ,در مورد ,اين داستان ,که به ,ها و

مشخصات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

در تلاش برای یافتن میانبر ها ... آموزش فارکس مقدماتی کانون قرآن عترت دانشگاه آزاد اسلامی تفرش هتل هاي شيراز daghdash ziroclient2020 فایل سل سین جیم دین الان بخر تحویل بگیر نویسنده